اعمال مردم و حوادث عالم     ۞       امتحان های الهی     ۞       حق الناس     ۞       اجابت دعا     ۞      

چهل قاعده شمس(ده قاعده سوم)

قاعده بیست و یکم

به هر کدام ما صفاتی جدا گانه عطا شده است . اگر خدا می خواست همه عینا” مثل هم باشند ، بدون شک همه را مثل هم می آفرید . محترم نشمردن اختلاف ها و تحمیل عقاید صحیح خود به دیگران بی احترامی است نسبت به نظام مقدس خدا .

قاعده بیست و دوم

عاشق حقیقی خدا وارد میخانه که بشود ، آنجا برایش نماز خانه می شود . اما آدم دائم الخمر وارد نماز خانه هم که بشود آن جا برایش میخانه می شود . در این دنیا هر کاری که بکنیم ، مهم نیتمان است ، نه صورتمان .

قاعده بیست و سوم

زندگی اسباب بازی پر زرق و برقی است که به امانت به ما سپرده اند . بعضی ها اسباب بازی را آن قدر جدی می گیرند که بخاطرش می گریند و پریشان می شوند . بعضی ها هم همین اسباب بازی را به دست می گیرند ، کمی با آن بازی می کنند و بعد می شکنندش و می اندازندش دور . یا زیاده بهایش می دهیم یا بهایش را   نمی دانیم . از زیاده روی بپرهیز . صوفی نه افراط می کند و نه تفریط ، صوفی همیشه میانه را بر می گزیند.

قاعده بیست و چهارم

انسان اشرف مخلوقات است .باید در هر گام به خاطر داشته باشد .که خلیفه ی خدا بر زمین است .طوری رفتار کند که شایسته ی این مقام باشد .اگر فقیر شود ، به زندان افتد ، آماج تهمت شود.حتی به اسارت رود ، بازهم بصورت خلیفه ای سرفراز و چشم ودل سیر با قلبی مطمئن رفتار کند .

قاعده بیست و پنجم

بعد از مرگ به دنبال بهشت و جهنم نگرد .هرگاه کسی را بدون چشم داشت وحساب وکتاب ومعامله دوست بداریم در بهشتیم .هرگاه منازعه کنیم ، حسد ونفرت بورزیم وبه کینه آلوده شویم ،با سر به جهنم افتاده ایم .

قاعده بیست و ششم

کائنات وجودی واحد است ،همه کس وهمه چیز با نخی نامرئی به هم بسته اند .مبادا آه کسی را در آوردی؛مبادا دیگری را مخصوصا اگر از تو ضعیف تر باشد بیازاری .فراموش نکن اندوه آدمی در آن سر دنیا ممکن است همه انسانها را اندوهگین کند .وشادمانی یک تن همه را شاد کند .

قاعده بیست و هفتم

این دنیا به کوه میماند .هر فریادی که بزنی پژواک همان را میشنوی .اگر سخنت خیر باشد ،پژواکش خیر واگر شر بگویی همان به سراغت میاید .پس هر کس درباره ات سخن زشتی بر زبان راند ، تو چهل شبانه روز درباره اش نیکو بگو .در پایان روز چهلم میبینی همه چیز دگرگون شده است . آنگاه که دلت دگرگون شود دنیا دگرگون میشود.

قاعده بیست و هشتم

گذشته مهی است که ذهنمان را پوشانده است .آینده نیز در پس خیال است .نه آینده را میدانیم نه گذشته را میتوان عوض کرد.صوفی آن است که همیشه حقیقت زمان حال را دریابد .

قاعده بیست و نهم

تقدیر به این معنا نیست که مسیر زندگیمان از پیش تعیین شده ،به همین سبب انسان نمیتواند گردن خم کند وبگوید :

“چه کنم تقدیرم اینچنین است ” این نشان جهالت است . تقدیر همه ی راه نیست . فقط تا سر دو راهی هاست .گذرگاه مشخص است اما انتخاب گردش ها و راه های فرعی در دست مسافر است .پس نه در زندگی حاکمی نه محکوم آن

قاعده سی ام

صوفی حقیقی آن است که اگر دیگران سرزنشش کنند ،عیبش بجویند ، بدش را بگویند ،حتی به افترا ببندند،دهانش را بسته نگه دارد ودرباره کسی حتی یک کلمه حرف ناشایست نزند ،صوفی عیب را نمی بیند ،عیب را می پوشاند.

منبع : ملت عشق نوشته الیف شافاک

افزودن دیدگاه