مشفقون     ۞       چرا ترس؟     ۞       می خواهید غمگین نباشید ؟     ۞       اعمال مردم و حوادث عالم     ۞      

کرامت

حضرت معصومه

دهه کرامت، دهه اول ماه ذی‌العقده است و آغازش با ولادت حضرت معصومه(علیهالسلام) ۱۵ مرداد ماه ۹۵ و پایانش با ولادت حضرت ابوالحسن علی بن موسی‌الرضا(علیه السلام) ۲۴ مرداد ماه ۱۳۹۵ می‌باشد

کرامت در لغت به معنای : سخاوت ، جوانمردی ، بخشندگی آمده است .

 کرامت به معناى دورى از پستى و فرومایگى است و روح بزرگوار و منّزه از هر پستى را کریم گویند.

صفات سخاوت و جوانمردی و بخشش و بخشندگی در تمامی انسانها وجود دارد و با شدت کم و زیاد .

و چه زیباست که انسان با تقویت این صفات نیکو و با پرورش آن به مقامی که لایق انسان است برسد .

آیت الله جوادی آملی در رابطه با معنای «کرامت» می­ فرمایند:

استادم علامه طباطبایی (رضوان ­الله­ علیه) کرارا در جلسه­ ی درس می­ فرمود: «کرامت» معادل دقیق فارسی ندارد و برای بیان آن از چند لفظ باید استفاده کرد. آن گاه می­ فرمودند: اگر انسان به مقامی برسد که در برابر خدا عبودیت محض پیدا کند و حاضر نباشد در مقابل غیر خدا سر بر زمین بساید می­ توان گفت: به مقام کرامت رسیده است.

بنابراین: انسان هر چه به عبودیت محض نزدیک ­تر شود، به همان مقدار از هوان و حقارت رهایی پیدا می­ کند و به کرامت می­ رسد. اگر به حد نهایی عبودیت رسید، کاملا از هوان و حقارت می ­رهد و این، همان کرامت مطلق است و اگر بهره ­ای از عبودیت از خدا نداشته باشد، حقیر مطلق است و حظّی از کرامت نمی ­برد.

ریشه­ ی کرامت و بزرگواری دوری از دنیا و آشنایی با خدای تعالی است. هر قدر که به خدا نزدیک شدیم دنیا و آن چه در دنیاست برای ما کوچک و کوچک ­تر می­ شود. تا جایی که دیگر اهمیتی برای دنیا قائل نیستیم.

به عنوان مثال ما یک ریال را راحت انفاق می­ کنیم، اما یک صد میلیون تومان را نه!

علتش این است که به ریال را اندک می­ دانیم؛ ولی یک صد میلیون توان را زیاد!

اما کسی که با خدا ارتباط پیدا می­ کند تمام ما سوی الله برای او کوچک خواهد شد. و در این تفاوتی میان یک ریال و یکصد میلیون تومان قائل نیستیم چون همه غیر خداست و غیر خدا هم هر چه باشد کوچک است.

لذا سرچشمه ­ی صاحب کرامت شدن آشنایی با خداوند است.

سعدی در این باب سروده :

شرف نفس به جودست و کرامت به سجود

هر که این هر دو ندارد عدمش به که وجود

ای که در نعمت و نازی به جهان غره مباش

که محالست در این مرحله امکان خلود

و سیف فرغانی می گوید :

نیک بختان را مقصود رضای حق است

بخت خود بد مکن و باز ممان از مقصود

گر درم داری با خلق کرم کن زیرا

«شرف نفس به جودست و کرامت به سجود»

سیف فرغانی در وعظ چو سعدی زین سان

سخنی گفت و بود دولت آنکس که شنود

التماس دعا

یا حق

 

افزودن دیدگاه