مشفقون     ۞       چرا ترس؟     ۞       می خواهید غمگین نباشید ؟     ۞       اعمال مردم و حوادث عالم     ۞      

هدفمندی و هدف گذاری

روزها فکر من این است و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟

به کجا می روم آخر ننمایی وطنم

از اصول مهم و اساسی در هر امر، هدفمندی است. در واقع، لازمه برنامه ریزی صحیح در هر حرکت، هدف دار بودن آن است. هر انسان، بر اساس فطرت اولیه خویش، به دنبال هدفگذاری در زندگی است؛ چرا که لذت و آرامش، در پرتو پیمودن هوشمندانه است و این آگاهی، فقط در پرتو یافتن هدف نهایی در هر حرکت است. بر همین مبنا، لذت و آسایش، در زندگی مستلزم آگاهی از هدف اصلی خلقت است. در واقع، آگاهی از ابتدا و انتهای انسانی، با انتخاب نوع زندگی بشر ارتباط مستقیمی دارد. این که انسان، از کجا آمده، به کجا خواهد رفت و چرا آمده است.
روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟
به کجا می روم آخر ننمایی وطنم
با نیم نگاهی به آیات و روایات اهل بیت علیهم السلام به خوبی می یابیم که انسان از باب «إنّا لله»، مملوک و مخلوق خداوند است و از باب «انا الیه راجعون»، تکامل او در پرتو پیوند با خدا می باشد؛ بر همین اساس، آیه ۵۶ سوره ذاریات می فرماید:
وَ مَا خَلَقْت الجْنَّ وَ الانس إِلا لِیَعْبُدُونِ
و جنّ و انس را نیافریدم، جز برای آن که مرا بندگی کنند.
عبودیت که به معنای بندگی است، تمام هدف خلقت انسان، بیان شده است؛ لذا تمام برنامه ریزی های انسان، باید در مسیر عبودیت پروردگار عالم باشد. خداوند تبارک و تعالی نیز انسان را با ارسال رسل و انزال کتب در این مسیر یاری داده است، با ختم رسل، به واسطه نبی اکرم اسلام صلی الله علیه و آله زمینه فهم عمیق بشر را در معجزه جاودانه او که همانا قرآن کریم است، فراهم آورد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز با ودیعه نهادن قرآن و عترت علیهم السلام باب سلوک انسان برای راهیابی به هدف خلقتش را فراهم آورد.
اما از دیرباز، این سخن مطرح بوده است که به سبب دوری ما از زمان شارع مقدس و محرومیت ظاهری از امام علیه السلام و کلی بودن احکام قرآن کریم، راه وصول به حقیقت دین چیست؟
عده ای، با محور قراردادن عقل، در ارائه یک تفسیر عقلانی و فلسفی برای دین می کوشند. عده ای نیز با نفی دخالت عقل در فهم شریعت، تفسیری جدای از فهم عقلانی برای دین قائل شده اند و در واقع، عقل دینی را متفاوت با عقل محض دانستند؛ اما عده ای دیگر، با نفی هر دو مسلک در ارائة قواعدی متقن و منطبق بر شریعت برای اصلاح فهم بشر از دین کوشیدند. آن ها معتقدند فهم انسان، وابسته به افکار او، و افکار او، منشعب از شاکله او است. در واقع، فهم هر کس از دین، بر اساس نوع شاکله او است و اگر به دنبال فهم حقائق دین هستیم، ناچاریم ابتدا، زمینه تحول در شاکله انسان را فراهم کرده و انسان را به فطرت خویش نزدیک تر کنیم، تا دینی که بر اساس فطرت بشری نهادینه شده است را بفهمد؛ چرا که فرمود:
فطرة ا لله التی فطر الناس علیها ذلک الدین القیم
به عبارت دیگر، قوام شریعت، انطباق آن بر قوانین فطرت است و فهم قوانین فطری، مستلزم سلامت فطرت است. از این جهت، عارفان، بر مبنای قوانین برخواسته از شریعت، بابی را فراروی بشر قراردادند، تا با تهذیب نفس بتواند فهم عمیق تری از دین و بالتبع راه صحیح تری در راستای عبودیت انتخاب کند؛ چرا که فرمود:
لا یَمَسهُ إِلا الْمُطهَّرُونَ (۷۹ واقعه )
که جز پاک شدگان بر آن دست نزنند.
از طرف دیگر، زیربنای عبودیت، معرفت حقیقی است که معرفت نیز دارای مراتبی است. برای وضوح این مطلب، مثالی می زنیم. برای پی بردن به وجود آتش در منطقه ای، عده ای با دیدن دود از راه دور، به وجود آن پی می برند. عده ای از نزدیک آتش را می بینند و گروه سوم کسانی هستند که در آتش، در حال سوختن می باشند. هر سه گروه، به وجود آتش معرفت دارند؛ ولی مراتب آن ها متفاوت است. در باب معرفت الله نیز عده ای فقط به وجود خدا معتقد هستند، عده ای دیگر دارای شهود باطنی از خدا می باشند و گروه سوم، فانی در او می باشند.
بزرگان دین ما اصول و مبانی متقنی بر اساس آیات و روایات اهل بیت علیهم السلام ارائه کرده اند که با شناخت آن ها می توان به عرفان حقیقی دست یافت و از افتادن در دام مدعیان عرفان در امان ماند؛ به ویژه در این زمانه که نداهای گمراه کننده ای تشنگان وادی سیر و سلوک را با خطرات زیادی روبرو کرده است .
منبع : حوزه

افزودن دیدگاه