مشفقون     ۞       چرا ترس؟     ۞       می خواهید غمگین نباشید ؟     ۞       اعمال مردم و حوادث عالم     ۞      

خانه ی خوشبختی

  اراده ی آفریننده ، چنین است که همه آفریده ها ، خوشبخت و سعادتمند باشند . همه خوبان عالم کوشیده اند تا راه های خوشبختی را به همه نشان دهند .
ما در خانه ی خوشبختی زندگی می کنیم . زندگی زناشویی و مشترک ما یک  «اما » دارد .

الف = اعتماد     م = محبت    الف = احترام

تا جهان بر سر پاست
تا گلستان زیباست
تا بتابد خورشید
تا بجوشد امید
تا چمن چشم نواز دل بیداری هست
تا سمن روح نواز سر هوشیاری هست
<< عشق جانمایه ی هر اعجاز است >>
با دلی بی تردید
با همه عشق و امید
خانه ای ساخته ایم
خانه خوشبختی
اراده ی آفریننده ، چنین است که همه آفریده ها ، خوشبخت و سعادتمند باشند . همه خوبان عالم کوشیده اند تا راه های خوشبختی را به همه نشان دهند .
ما در خانه خوشبختی زندگی می کنیم . زندگی زناشویی و مشترک ما یک  «اما » دارد .

الف = اعتماد     م = محبت    الف = احترام

در خانه ای که اعتماد هست
دروغ ، پنهان کاری ، عیبجویی ، بد گمانی ، بد زبانی نیست
در هر خانه ای که محبت هست ، کینه نفرت ، مچ گیری ، درد ، بیماری ، دلهره و نگرانی نیست .
در هر خانه ای که احترام هست ، حق شناسی ، صفا ، صمیمیت ، سر زندگی هست .
پیوند زناشویی ، پیوند دو نیمه یک کشتی است ، نصف آن آقا و نصف دیگر آن خانم است . وقتی در دریای مواج زندگی ، کشتی خوشبختی می توان به پیش براند و به ساحل مقصود برسد که «تعادل » داشته باشد و حقوق خانم و آقا همسر و مساوی باشد . اگر حقوق و اختیارات یک بیش از دیگری باشد ، کشتی خوشبختی از تعادل خارج می شود و در مقابل امواج تاب مقاومت نداشته و به راحتی غرق می شود . و وقتی که غرق می شود ، هر دو طرف کشتی غرق می شود ، نه یک طرف !
اگر از هر طرف به طرف دیگر هم آسیبی برسد ، باز هم تمام کشتی در معرض خطر قرار می گیرد !
چه حقوق خانم افزایش یابد «زن سالاری» و چه حقوق آقا بیشتر شود «مرد سالاری » در هر حال ، کشتی خوشبختی از تعادل خارج و آسیب پذیر می شود .
در خانه ای که زن سالار و یا مرد سالار هست ، کمبودها و مشکلات فراوانی هست ، زیرا فقط فکر و اراده ی «سالار» تحمیل و ذوق و ابتکار توانایی های دیگران منفی و یا تعطیل می شود .

زن سالاری هرگز … مرد سالاری هرگز ….. وابستگی هرگز .
همبستگی آری ، همدلی ، همراهی آری

چه خوش بی مهربونی از دوسر ، بی                  زیک سر مهربونی درد سر بی

اگر مسابقه بی حرمتی ، بی محبتی ، بی اعتمادی ، شروع شود . اگر مسابقه تخریب اساس خانواده شروع شود ، کشتی صدمه می خورد و به ساحل خوشبختی نمی رسد . درهای   بدبختی و سختی به رویشان باز و شکست و بیچارگی شان آغاز می شود . در مسابقه بد گمانی ، بد زبانی ، بی احترامی و تخریب ، در مسابقه حماقت هیچکس برنده نیست .
آنکه برنده تر است بازنده تر است  .
ما در مسابقه حماقت شرکت نمی کنیم ، ما در مسابقه محبت شرکت می کنیم تا وقتی به هم اعتماد داریم ، تا به هم محبت می کنیم ، تا نسبت به هم ، با احترام رفتار می کنیم ، چیزی کم نداریم .
همسرمان والاترین ، کاراترین ، ماندگار ترین پشتوانه زندگی مان است و اعتماد متقابل مان ، اساس همبستگی مان.
هر گز کاری نمی کنیم که کمترین آسیبی به اعتمادمان وارد شود . در همه حال و در هر شرایطی به همسرمان ، دروغ نمی گوییم . پنهان کاری نمی کنیم ، به شریک زندگی مان اعتماد داریم و هر چیزی را از چشم او مخفی نمی کنیم .
آنان که با دروغ و پنهان کاری با همسرشان برخورد می کنند ، درویی را به فرزندان شان می آموزند و عملا” به همسرشان اعلام می کنند که تو شایسته اعتماد من نیستی ، به تو اعتماد ندارم .افکار و رفتار نادرست و منفی شان ، موج منفی ایجاد و دیگران را نسبت به آنها بدبین می کند . موج ویرانگر دروغ و پنهان کاری ، دروغگو را دلواپس و نگران و چهره او را مکار ، درو و ترسان و همسرش را آزرده ، سردرگم و پریشان کرده ، نمی داند رفتار ریا کارانه او را باور کند یا موج مخرب ظاهر سازی و فریب او را .
آنان که از انجام وظیفه اصلی خود ناتوانند و با دخالت و کنترل از راه دور دیگران میخواهند زندگی را اداره کنند ، سخت در اشتباهند . حتما” شکست می خورند . مگر بدون کسب مهارتهای لازم با کنترل از راه دور، می توان در گذر گاه زندگی ، رانندگی و مسافرت کرد ؟ چه انتظار بی جایی ! هر لحظه حادثه ای در پیش است و هر آن مشکلی روبرو . در لحظات حساس ، در موفقیت های حیاتی زندگی ، فرصت و مجال کسب اجازه و دستور و دخالت نیست .
اینجا درک و درایت رهنما ست . تدبیر و صداقت کار ساز است . اعتماد متقابل سعادت آفرین .
**
ما در خانه ی خوشبختی زندگی می کنیم . وقتی دور از هم هستیم ، مرتب به یاد هم هستیم و برای هم دعا می کنیم و برای هم پیام های نیرو بخش و عاشقانه می فرستیم . برای هم انرژی مثبت می فرستیم ، ما زندگی عاشقانه ای داریم ، با تمام وجود همسرمان را دوست داریم . پیوسته منتظر دیدن هم هستیم و از با هم بودن لذت می بریم . ما خوب می دانیم عزیزترین ، پاک ترین ، محرم ترین ، ماندگار ترین ، کاراترین کس مان ، همسرمان است .
ما به خاطر هیچ چیز « عزیزترین» مان را ناراحت نمی کنیم .

گفته بودم تو بیایی غم دل با تو بگویم       چه بگویم ؟ که غم از دل برود چون تو بیایی

هر یک ازما دفتر حق شناسی داریم ! دفتری که واقعا” معجزه می کند ! هریک از ما تمام خاطرات خوش و عاشقانه ( از اولین برخوردمان و اولین لحظات گرانبهای زندگی مشترکمان) را در دفتر « یادگار خوبی های ماندگار  مان » می نویسیم . آری تمام خوبی هایی که از اولین برخورد تا کنون از همسرمان دیده ایم ، ثبت و ضبط و نگهداری می کنیم . هر یک از ما گاه گاهی دفتر حق شناسی همسرمان را می خوانیم و از لطف ، صفا و محبت پاک و بی شائبه او لذت می بریم .
عشق ، شورو شوق لحظات ناب زندگی مان را جاودانه می کنیم . ( مطالعه دفتر حق شناسی فقط مخصوص خودمان است نه دیگران )
آفرینش بدون اختلاف معنی ندارد . همه ی انسان ها ، از نظر قد و قیافه و توانایی و اخلاق با هم تفاوت و اختلاف دارند . زیبایی آفرینش ، به همین تنوع و گوناگونی است . ذوق ، هنر و ابتکار هم به همین اختلافات مربوط است .
اگر همه مثل هم ببینند ، اگر همه مثل هم فکر کنند ، مثل هم عمل کنند ، آدمها ، آدم آهنی می شوند و آدمیت بی معنی ! خلاقیت ، نو آوری محصول نگاه و فهم متفاوت و مختلف است . تفاوت و دید ، اینهمه ذوق و سلیقه بدیع را در سراسر گیتی ، پدید آورده ، که هر سری را عقلی و هر دلی را ذوقی و هر فکری را ابتکاری و هر هوشی را هنری و هر انسانی را آفرینندگی یی است .
اگر با اختلافات و تفاوت ها درست برخورد کنیم ، اختلافات موجب رشد و کمال مان می شود .
****
در زندگی زناشویی گاهی اختلافاتی پیش می آید در برخورد با مشکلات و اختلافات دو راه در پیش داریم :
یک راه این است که هر طرف دیگری را مقصر بداند و به خطای طرف مقابل نظر داشته باشد . در این صورت رفع اختلاف تقریبا” غیر ممکن است . بگو مگو و اعتراض ادامه می یابد و هر چه جنجال بیشتر شود ، کار مشکل تر می شود و کمتر به راه حل می رسند. ممکن است سکوت کنند ، اما کینه و نفرتشان پاک نمی شود و هر یک خود را حق به جانب می داند . این طور نیست که یکی صد در صد بی تقصیر و دیگری ،صد در صد گناهکار باشد ، در اکثر مواقع هر دو طرف ، به نسبتی مقصرند .
راه دوم این است که در هر ماجرایی ، هر طرف کوتاهی و اِشکال خودش را جستجو کند . اگر هر یک به دنبال اشکال خودش باشد ، اولا” بدبینی بوجود نمی آید . ثانیا” دو طرف عملا” دیگری را آرام می کند ، و به سادگی و در کمترین مدت ، رفع اشکال می شود و صلح و صفا برقرار می گردد .
پس وقتی اختلافی و اشکالی پیش آمد فکر کنیم : تقصیر من چیست ؟ هرگز بحث ، مجادله و محاکمه نمی کنیم . به تقصیر خودمان فکر می کنیم و آن را مشخص و جبران کرده و به راه حل می رسیم . وقتی به خطای خودمان اعتراف می کنیم ، توانایی و بزرگی خودمان را نشان می دهیم و وقتی گناه را به گردن دیگری می اندازیم ، ناتوانی و پستی خودمان را تابلو می کنیم . حال گیرم با زور و زبان بازی او را قانع کردیم ، با دل شکسته ی او چه می کنیم ؟ و با دست انتقام الهی که باز تاب عمل خودمان است ، چه می کنیم ؟
وقتی می خواهیم به هم محبت کنیم توجه داریم که محبت کردن پنج شرط دارد : به جا باشد ، به موقع باشد ، به اندازه باشد ، متناسب با خواست او باشد ، متناسب با نیاز او باشد >
بنا بر این وقتی می خواهیم به او محبتی بکنیم ، هدیه ای به او بدهیم و همسرمان را شاد کنیم ، به ذوق و سلیقه و خواست و نیاز « او » اهمیت می دهیم . محبت می کنیم بدون چشم داشت بازگشت . بدون انتظار جبران . محبت می کنیم ، معامله نمی کنیم .

. . . . . .

و ادامه دارد

یک دیدگاه

افزودن دیدگاه