مشفقون     ۞       چرا ترس؟     ۞       می خواهید غمگین نباشید ؟     ۞       اعمال مردم و حوادث عالم     ۞      

خانه ی خوشبختی ۲

  سالها آرزو داشتیم «ما» بشویم . چه خواب و خیالها که برای «ما» داشتیم . چه راز و نیازها که برای «ما» شدن کردیم و اکنون که امکان «ما» شدن فراهم شده ، چرا «من» بمانیم ؟!

نه هرگز دیگر «من» نخواهم ماند . ارزشم ، زندگیم ، دارو ندارم به «ما» شدن بستگی دارد می کوشیم هر چه بیشتر و بهتر «ما» شویم .

ما برای برنامه های زندگی با تفاهم و مشورت پیش بینی لازم را به عمل می آوریم . پس از پیوند مبارک ازدواج سعی ما بر این است که به «من» کمتر فکر کنیم و هر چه در توان داریم به «ما» فکر کنیم . همیشه صلاح «ما» را در نظر بگیریم ، نه خود خواهی «من» را . تا برکت ازداوجمان روز افزون باشد .
سالها آرزو داشتیم «ما» بشویم . چه خواب و خیالها که برای «ما» داشتیم . چه راز و نیازها که برای «ما» شدن کردیم و اکنون که امکان «ما» شدن فراهم شده ، چرا «من» بمانیم ؟!
«من» که بودم و من که از «من» بودنم ، به تنگ آمده بودم ، پیوسته آرزوی «ما» شدن داشتم و هم اکنون چه زیانبار است «من» ماندن .
نه هرگز دیگر «من» نخواهم ماند . ارزشم ، زندگیم ، دارو ندارم به «ما» شدن بستگی دارد می کوشیم هر چه بیشتر و بهتر «ما» شوم .
غذایی تهیه می کنیم که هر دو لذت ببریم ، فیلمی تماشا می کنیم که هر دو خوشمان بیاید ، تفریح و مسافرتی که برای هر دو لذت بخش باشد ، انتخاب می کنیم .
کتابی می خوانیم که برای هر دومان مفید و ارزشمند باشد . کارهای خانه را با همفکری و همدلی و همراهی انجام می دهیم ، تا هم از لذت کار و از لذت همکاری بهره ببریم .
خوب می دانیم آنان که فقط به «من» می اندیشند نیمه دیگر کشتی خوشبختی را از یاد برده و هرگز به ساحل مقصود نمیرسند . تمام سعی مان بر این است که « من» به «ما» تبدیل شود و در همه زمینه های زندگی به تفاهم و همفکری و همدلی و همکاری برسیم و نیروهای مان همراه و هم جهت باشد تا با هم جمع شده و بیشترین بازدهی را داشته باشد . پیوسته در کنار هم ، و با هم و هرگز در مقابل هم قرار نمی گیریم که توانایی های مان را نابود کنیم .

 

پدر و مادرمان را خیلی دوست داریم و احترام می کنیم . دست شان را می بوسیم . هر خدمتی بتوانیم برایشان با دل و جان انجام می دهیم . پدر و مادرمان ما را طوری تربیت کرده اند که خودمان شایستگی اداره ی زندگی مان را داشته باشیم .

ما با هر کسی حرفی نمی زنیم ، با هر کسی درد دل نمی کنیم . تا درد دل نکنیم ، کسی در زندگی مان دخالت نمی کند ! ما راز دار و امانتدار هم هستیم . پشت سر هم ، کوچکترین حرفی که همسرمان ناراضی باشد ، بیان نمی کنیم ، حتی برای نزدیکترین افراد خانواده مان .
پدر و مادرمان را خیلی دوست داریم و احترام می کنیم . دست شان را می بوسیم . هر خدمتی بتوانیم برایشان با دل و جان انجام می دهیم . پدر و مادرمان ما را طوری تربیت کرده اند که خودمان شایستگی اداره ی زندگی مان را داشته باشیم .
پدرو مادرِفهمیده و با شخصیت هرگز خوشبختی فرزندشان را فدای خودخواهی خودشان نمی کنند . ما معتقدیم «استفاده از تجربیات دیگران حتما"» « اجازه دخالت به دیگران هرگز» .
هر کس به هر شکل ، به هر زبان ، صفا و محبت ما را افزایش دهد ، نسبت به ما دوستی می کند و هر کس به هر شکل ، هر که باشد ، اگر محبت و اعتماد ما را نسبت به هم کم کند ، با ما دشمنی می کند .

آقایان در بیرن از خانه ، بعضی از خانم ها را با گریم و آرایش های مخصوص می بینند . اگر آنها را بدون گریم ببینند ، اگر پشت صحنه ی زندگی آنها را تماشا کنند، حتما" اظهار نفرت می کنند . بنا بر این همسران فهمیده ، تا آنجا که ممکن است ، پشت صحنه زندگی شان را جذاب و ارزنده می دارند

ما خودمان را مسئول کارهای خوب و بد خانواده های مان نمی دانیم . اگر ایراد و اشکالی داشته باشند ، مربوط به خودشان است ، به ما ربطی ندارد . نه به خانواده ی همسرمان ایراد می گیریم و نه از خانواده ی خودمان دفاع می کنیم . ما مسئول کارهای و حرفها و خیر و شر آنها نیستیم . « ما به گناه دیگران خودمان را مجازات نمی کنیم »
ما باید خومان زندگی خوبی داشته باشیم . ما مسئول خوشبختی خود و فرزندانمان هستیم . چرا خوشبختی خودمان را فدای گناه و صواب دیگران کنیم ؟ چرا بهترین ایام عمرمان را به خاطر این و آن ، تباه کنیم و یک عمر افسوس بخوریم .


« ما به گناه دیگران ، خودمان را مجازات نمی کنیم »


آقایان در بیرن از خانه ، بعضی از خانم ها را با گریم و آرایش های مخصوص می بینند . اگر آنها را بدون گریم ببینند ، اگر پشت صحنه ی زندگی آنها را تماشا کنند، حتما" اظهار نفرت می کنند . بنا بر این همسران فهمیده ، تا آنجا که ممکن است ، پشت صحنه زندگی شان را جذاب و ارزنده می دارند . بهترین لباس و بهترین آرایش را برای همسرشان دارند و پیوسته آراسته و تمیز و دوست داشتنی هستند تا هم همسرشان از لطف و صفا و آرامش سرشار و هم خودشان از عشق آتشین همسرشان برخوردار باشند . وقتی با تمام وجود همسرمان را دوست بداریم ، وقتی جز او نبینیم و نخواهیم ، به بالا ترین لذت ها ، دست می یابیم که « لذات عالی زناشویی ، فقط مخصوص افراد پاکدامن است » که صد در صد به هم عشق می ورزند و صد در صد لذت می برند .


آری ، آری ، زندگی یعنی عشق ، عشق دل باختن است ، عشق دل برکندن ، از همه غیر از دوست .
ما به سلیقه ها و حساسیت های همسرمان توجه داریم و اهمیت می دهیم . « بزرگترین خطا آن است که انتظار داشته باشیم بدون خطا باشیم ، بدون خطا زندگی کنیم » اگر خطایی از همسرمان ببینیم ، او را می بخشیم تا او هم متقابلا" اشتباهات ما را عفو کند و خدای مهربان هر دو مان را .
در همه جا و همه حال و همه چیز و همه کار ، رعایت اعتدال و میانه روی ، اصل اساسی است و مورد کمال توجه ما می باشد . سعی می کنیم افراط و زیاده روی نداشته باشیم . اگر لذیذترین غذاها را بیش از حد اعتدال مصرف کنیم ، دچار دلزدگی و بی میلی می شویم . اما ، اگر به جا و به اندازه نیاز مصرف کنیم ، با شور و شوق لذت می بریم .
با کسانی که رفتار و برخورد مثبت دارند ، بیشتر و با کسانی که رفتار و بر خورد منفی دارند ، کمتر معاشرت می کنیم . ما تمام توجه مان به خودمان و توانایی های خودمان است . هرگز خود و همسرمان را با دیگران مقایسه نمی کنیم . هرگز دیگران را بر خودمان ترجیح نمی دهیم که دلهای حسرت زده ، پیوسته احساس واماندگی و درماندگی و کمبود دارند «و می دانیم آنهایی که نگاهی به بیرون دارند ، هرگز احساس خوشبختی ندارند» و از آنچه دارند ، لذت نمی برند . «زیرا به هر جا برسند ، باز هم بیرونی وجود دارد ! »


دلارامی که داری ، دل در او بند         دگر چشم از همه عالم ، فرو بند

 

و ادامه دارد . . .

 

افزودن دیدگاه